عکسهای آتلیه
حسانم بلاخره عکسات چاپ شدن و انتظار من به پایان رسید. واقعا عکسهای زیبایی شدن. من و بابات که دیوونه خودت و عکسات شدیم. حالا چندتاش رو برای دوستدارات میذارم تا ببینم چقدر نازی. فقط خواهشا ماشالله و لاحول و لا قوه... یادتون نره اینجا داری حساب کتاب میکنی، آخه زندگی خرج داره دیگه چقدر اینجا ماه افتادی. بابات این عکست رو قاب کرد و برده رو میز سرکارش گذاشته. کوچیکترین سرآشپز دنیا قربونت بشم اینجا هم دیگه خسته شده بودی. البته کلا ازینکه چیزی رو سرت بندازن هم بدت میاد. بقیه عکسها رو هم باید بیاین خونمون تا نشونتون بدیم. ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
23:45









